فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

461

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

نيستيم . بعضى معتقد شدند كه بيش از سى فرسنگ با خشكى شرق و غرب كاراپاتان « 316 » فاصله نداريم . در آغاز شب آسمان كاملا ابرى و باد شديد بود و ما بسوى شرق مىرانديم . دائما ميلهء آزمايش عمق دريا را در دست داشتيم تا آنكه خشكى ، اگرچه در فاصلهء بسيار دور ، هويدا شد . روز جمعه بيست و هشتم ، با اينكه زمين در ديدرس ما بود ناخدا راه جنوب‌شرقى را پيش گرفت و سفير كه متوجه شد با وجود باد شديد اگر از ساحل دور شويم باز هم در دريا سرگردان خواهيم شد دستور داد كه راه شرق و جنوب‌شرقى را پيش گيرند در نتيجه با داشتن باد در عقب كشتى ، پيش از ظهر جزائر سوخته را پشت سر گذاشتيم و سه چهار فرسنگ از آن دور شديم . هرچه ساعات روز پيش مىرفت بر شدت باد مىافزود . آب دريا بقدرى قهوه‌اى و گاه سبز رنگ بود كه در هيچ ساحلى نظير آن را نديده بوديم . هنگام ظهر كه برابر بادا « 317 » رسيديم رنگ آب رفته‌رفته تغيير كرد و سفيد شد و به همين سبب سفير حدس مىزد كه در خشكى زمستان آغاز شده است و رودخانهء پانگن « 318 » آب بارانهاى گرد آمده را روى شن و سنگهاى ساحلى مىريزد . در اين موقع كه صخره و فانوس ساحلى را به خوبى مىديديم كشتيى مشاهده كرديم كه در نزديكى بغاز لنگر انداخته بود . در ابتدا نتوانستيم حدس بزنيم كه كشتى تجسسى است يا جنگى اما كمى بعد چون بادبانهاى خود را فرود آورد معلوم شد كه كشتى كوچكى است با چهار بادبان و بادبانهائى متصل به دكل بزرگ از اين جهت حدس زديم كه كشتى دزدان دريائى اروپائى است . بدين‌سبب سفير بفوريت دستور داد كه همگان سلاح برگيرند و چهار اراده توپ را آمادهء عمل كنند . همچنين به دستور وى چندين منجنيق آمادهء پرتاب سنگ شد و مقدارى سنگ نيز در قسمت آزاد عرشه نهاده شد كه بردگان آنها را با دست پرتاب كنند . در اين موقع به دو فرسنگى ساحل و درست برابر درخت شاپورا « 319 » رسيده بوديم

--> ( 316 ) Carapatan ( 317 ) Bada ( 318 ) Panguin ( 319 ) Chapora